گنج

شمارهٔ ۱۳۷ - و من بدایع افکاره

۵ بیت
ای روز و شبت از رخت اکسونی و دیباجیبر اطلس و الباغت چرخ آمده نساجی
مانند فراویزم تا چند زخود رانیای با فرجی تو صد صوف به قیغاجی
سلطان همه رختی دستار طلادوزستکش از علم ترکست هم تختی و هم تاجی
در کوچه درزارتیر بارد زره سوزناز قب زرهی سازم وز ور بدن آماجی
پیر ولی مخفی کوشد بقبا پنبهقاری چه شد ار برخاست از دامن حلاجی؟