شمارهٔ ۱۲۹ - سلمان ساوجی فرماید
گفتم خیال وصلت گفتا بخواب بینیگفتم مثال رویت گفتا در آب بینی
در جواب آن
گفتم خیال تشریف گفتا بخواب بینیگفتم مثال سنجاب گفتا در آب بینی
گفتم زهی میان بند گفتا که در میانستگفتم نقاب پرده گفتا حجاب بینی
گفتم چگونه باشد در خواب شده دیدنگفتا که خویشترادر پیچ و تاب بینی
گفتم که زیر روسی والای آل دیدمگفتا باوج کردون برق و سحاب بینی
گفتم مشلشل از چیست در جامهای زربفتگفتانه در گلستان هر سو غراب بینی
گفتم زصوف مشکین شد روز روشنم شبگفتا نگر بکرباس تا ماهتاب بینی
گفتم برخت قاری پرداخت این سخنهاگفتا مبارکت باد ثوب ثواب بینی