گنج

شمارهٔ ۱۱۰ - خواجه عماد فرماید

۸ بیت
گدای حضرت اوباش و پادشاهی کنمکن مخالفت او و هر چه خواهی کن
در جواب آن
گدای وصله خیاط باش و شاهی کنبعاریت مستان رخت و هر چه خواهی کن
نوشته برزه مفتون معقلی خطیستبجیب دلق که در این لباس شاهی کن
برین نهالی اطلس ببالش زرمهرکه گفت تکیه ده و خواب صبحگاهی کن
بدست صوفی صوف از محرمات همهکه منهیند برو توبه از مناهی کن
طمع بروی سفیدی کی و چشم آویزچوروی بند شود جامه در سیاهی کن
گرت بود سرو پایی چنانچه دلخواه استبپوش و سلطنت از ماه تا بماهی کن
که گفت مدحت والا بران مکن قاریحدیث اطلس گلگون و حبرکاهی کن