گنج

شمارهٔ ۱۰۵ - وله ایضا

۱۰ بیت
رفیق مهربان و یار همدمهمه کس دوست میدارند و من هم
در جواب آن
قبای صوف بادستار بیرمهمه کس دوست میدارند من هم
اگر گوئی که میل اطلسم نیستمن ایندعوی نمیدارم مسلم
وگر گوئی که بر مردان روانیستمصدق دارمت والله اعلم
گزیدن رخت نو بر کهنه رسمستنه این بدعت من آوردم بعالم
زن ومرد از لباست گشت پیداکه بنمودت مقنع یا معمم
بغیر از جبه نبود مشفقی کورود بر پشت فرزندان آدم
بدستاری منه دل کوبشستنگزی هر بار از وی میشود کم
مکن پر طاق والا را منقشکه بنیادش نه نبیادیست محکم
بعضو قاری از پشمینه ریشیستکه غیر ازنرمدستش نیست مرهم