گنج

شمارهٔ ۱۰ - شیخ سعدی فرماید

۸ بیت
کس ندانم که درین شهر گرفتار تو نیستهیچ بازار چنین گرم چو بازار تو نیست
در جواب او
کیست ای مویند درزی که هوا دار تو نیستهیچ بازار چنین گرم چه بازار تونیست
یلمه صوف مشو بسته بند والازانکه والاست شعار زن و این کار تو نیست
ای فلک هست کفایت قدک رنگینماحتیاجیم بدین اطلس زرکارتونیست
ای سلق اهل درم از تو ندارند گزیرمگرش هیچ نباشد که خریدار تو نیست
جامه با صندلی و گت بگذار ای صندوقسر خود گیر که این بقچه کشی کار تو نیست
گشته ام گردگلستان و ریاض کمخاالحق ای جامه لاوسمه چو گلزار تو نیست
صفت کلفتنت کرد سرآمد قاریشیوه نیست که در پیچش دستار تو نیست