گنج

شمارهٔ ۴۴

۳ بیت
صفای حسن بتان می تراود از دل مابآب آینه گویی سرشته شد گل ما
چنان بباد سر زلف او گرفتاریمکه غیر خانهٔ زنجیر نیست منزل ما
شدیم خاک ز بس در خیال عارض اوسزد اگر گل خورشید روید از گل ما