گنج

شمارهٔ ۴۳

۳ بیت
کرد سر با نامهٔ آن ماه قاصد راه رای کبوتر پر مکن از اشک حسرت چاه را
عشق بر یک فرش بنشاند گدا و شاه راسیل یکسان می کند پست و بلند راه را
کاسهٔ خود پر مکن زنهار از خوان کسیداغ از احسان خورشید است بر دل ماه را