شمارهٔ ۲۷
اعتمادی نیست بر گردون که در وقت بناریخت معمار قضا رنگ از شفق این خانه را
طبع آن شاعر که شد با طرز دزدی آشنامعنی بیگانه داند معنی بیگانه را
چشم عاشق روشنست از پرتو دیدار دوستشمع نخل وادی ایمن بود پروانه را
عاشقان را می شود بخت سیه ظل هماشعله بر سر افسر شاهی بود پروانه را