شمارهٔ ۲۳
ز نقش پای تو گل ها شکفته قالی رانهال ساخته سرو قدت نهالی را
فراغتی به نیستان بوریا دارممباد راه درین بیشه شیر قالی را
نمیشود سخن پست فطرتان مشهوربلند نیست صدا کاسهٔ سفالی را
زتخته بندی چوب قفس شدم محتاجدگر علاج ندیدم شکسته بالی را
غنی اگر چه فقیر است همتی داردفشانده است بکونین دست خالی را