گنج

شمارهٔ ۸۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انهایست۱۰ بیت
هر ذره محو جلوه حسن یگانه‌ای‌ستگویی طلسم شش جهت آینه‌خانه‌ای‌ست
حیرت به دهر بی سر و پا می‌برد مراچون گوهر از وجود خودم آب و دانه‌ای‌ست
ناچار با تغافل صیاد ساختمپنداشتم که حلقه دام آشیانه‌ای‌ست
پابسته نورد خیالی، چو وارسیهر عالمی ز عالم دیگر فسانه‌ای‌ست
خود داریم به فصل بهاران عنان گسیختگلگون شوق را رگ گل تازیانه‌ای‌ست
هر سنگ عین ثابته آبگینه‌ایهر برگ تاک قفل در شیره‌خانه‌ای‌ست
هر ذره در طریق وفای تو منزلیهر قطره از محیط خیالت کرانه‌ای‌ست
در پرده‌ای تو چند کشم ناز عالمیداغم ز روزگار و فراقت بهانه‌ای‌ست
وحشت چو شاهدان به نظر جلوه می‌کندگرد ره و هوا سر زلفی و شانه‌ای‌ست
غالب دگر ز منشأ آوارگی مپرسگفتم که جبهه را هوس آستانه‌ای‌ست