گنج

شمارهٔ ۳۰۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ابخواه۱۷ بیت
شاها به بزم جشن چو شاهان شراب خواهزر بی حساب بخش و قدح بی حساب خواه
بزمت بهشت و باده حلال ست در بهشتگر بازپرس رو دهد از من جواب خواه
تو پادشاه عهدی و بخت تو نوجوانبرخور ز عمر و باج نشاط از شباب خواه
در روزهای فرخ و شبهای دلفروزصهبا به روز ابر و شب ماهتاب خواه
در خور نباشد ار می گلگون به هیچ روشربت به جام لعل ز قند و گلاب خواه
خون حسود در دم شادی شراب گیرچون باده این بود دل دشمن کباب خواه
گل بوی و شعر گوی و گهر پاش و شاد باشمستی ز بانگ بربط و چنگ و رباب خواه
خون سیاه نافه آهو چه بو دهد؟از حلقه های زلف بتان مشک ناب خواه
خواهش از این گروه پریچهره ننگ نیستاز چشم غمزه وز شکن طره تاب خواه
از رازها حکایت ذوق نگاه گویاز کارها گشایش بند نقاب خواه
هر چند خواستن نه سزاوار شأن تستقوت ز طالع و نظر از آفتاب خواه
در تنگنای غنچه گشایش ز باد جویدر جویبار باغ روانی ز آب خواه
در برگ و ساز گوی نشاط از بهار بردر بذل و جود بیعت خویش از سحاب خواه
از شمع طور خلوت خود را چراغ نهاز زلف حور خیمه خود را طناب خواه
از آسمان نشیمن خود را بساط سازاز ماه نو جنیبت خود را رکاب خواه
در حق خود دعای مرا مستجاب داندرباره من از کف خود فتح باب خواه
غالب قصیده را به شمار غزل درآروز شه برین غزل رقم انتخاب خواه