گنج

شمارهٔ ۲۹۹

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انیبشنو۱۰ بیت
حق که حقست سمیع ست فلانی بشنوبشنو گر تو خداوند جهانی بشنو
لن ترانی به جواب ارنی چند و چرا؟من نه اینم بشناس و تو نه آنی بشنو
سوی خود خوان و به خلوتگه خاضم جا دهآنچه دانی بشمار آنچه ندانی بشنو
پرده ای چند به آهنگ نکیسا بسرایغزلی چند به هنجار فغانی بشنو
لختی آیینه برابر نه و صورت بنگرپاره ای گوش به من دار و معانی بشنو
هر چه سنجم به تو ز اندیشه پیری بپذیرهر چه گویم به تو از عیش جوانی بشنو
داستان من و بیداری شبهای فراقتا نخسبی و به پاسم ننشانی بشنو
چاره جو نیستم و نیز فضولی نکنممن و اندوه تو چندان که توانی بشنو
زین که دیدی به جحیمم طلب رحم خطاستسخنی چند ز غمهای نهانی بشنو
نامه در نیمه ره بود که غالب جان دادورق از هم در و این مژده زبانی بشنو