شمارهٔ ۲۷۰
جلوه معنی به جیب وهم پنهان کردهایمیوسفی در چارسوی دهر نقصان کردهایم
پشت بر کوه است طاقت تکیه تا بر رحمت استکار دشوار است و ما بر خویش آسان کردهایم
رنگها چون شد فراهم مصرفی دیگر نداشتخلد را نقش و نگار طاق نسیان کردهایم
ناله را از شعله آیین چراغان بستهایمگریه را از جوش خون تسبیح مرجان کردهایم
از شرر گل در گریبان نشاط افگندهاندخندهها بر فرصت عشرتپرستان کردهایم
میگساران قحط و ما بیصبر عشرت مفت کیست؟باده ما تا کهن گردید ارزان کردهایم
زاهد از ما خوشه تا کی به چشم کم مبینهی نمیدانی که یک پیمانه نقصان کردهایم
راز ما از پرده چاک گریبان بازجوینامه شوق تو باز از طرف عنوان کردهایم
حیف باشد خارها در راه مهمان ریختنبا خیالش شکوه از بیداد مژگان کردهایم
حقشناس صحبت بیتابی پروانهایمگرچه مشق ناله با مرغ سحرخوان کردهایم
میدهد چشمش به یک پیمانه هر میخوار راعشوه ساقی به کار کفر و ایمان کردهایم
غالب از جوش دم ما تربتش گلپوش بادپردهساز ظهوری را گلافشان کردهایم