گنج

شمارهٔ ۱۹۹

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: وشاور۹ بیت
ای ذوق نواسنجی بازم به خروش آورغوغای شبیخونی بر بنگه هوش آور
گر خود نجهد از سر از دیده فرو بارمدل خون کن و آن خون را در سینه به جوش آور
هان همدم فرزانه دانی ره ویرانهشمعی که نخواهد شد از باد خموش آور
شورابه این وادی تلخ ست اگر رادیاز شهر به سوی من سرچشمه نوش آور
دانم که زری داری هر جا گذری داریمی گر ندهد سلطان از باده فروش آور
گر مغ به کدو ریزد بر کف نه و راهی شوور شه به سبو بخشد بردار و به دوش آور
ریحان دمد از مینا رامش چکد از قلقلآن در ره چشم افگن این از پی گوش آور
گاهی به سبکدستی از باده ز خویشم برگاهی به سیه مستی از نغمه به هوش آور
غالب که بقایش باد همپای تو گر نایدباری غزلی، فردی زان موینه پوش آور