گنج

شمارهٔ ۱۶۳

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اشمکردهاند۹ بیت
بهر خواری بس که سرگرم تلاشم کرده‌اندپاره‌ای نزدیک در هر دورباشم کرده‌اند
ترسم از رسواییم آخر پشیمانی کشیدرازم و این شاهدان مست فاشم کرده‌اند
چرخ هرروزم غم فردا به خوردن می‌دهدتا قیامت فارغ از فکر معاشم کرده‌اند
غیر گفتی روشناس چشم گوهربار هسترازدان ناله الماس پاشم کرده‌اند
هرچه از بی‌طاقتی مزد ثباتم داده‌اندهرچه از اندوه صرف انتعاشم کرده‌اند
از تف داغت به دل دوزخ سرشتم خوانده‌اندوز دم تیغت به تن مینو قماشم کرده‌اند
هم به صحرای جنون مجنون خطابم داده‌اندهم به کوه بیستون خارا تراشم کرده‌اند
چشم نبوم از چه رو خارم به جیب افشانده‌انددل نباشم تا چرا رزق خراشم کرده‌اند
از چه غالب خواجگی‌های جهان ننگ منستگر نه با سلمان و بوذر خواجه تاشم کرده‌اند؟