گنج

بخش ۳۴

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۱۹ بیت
جلایر! رو دعا کن ختم عرض استدعای اوست چون بر جمله فرض است
خداوندا وجودش را مسلمبداری از همه آفات عالم
همیشه کامیاب و کامران بادبقای عمر و جاهش جاودان باد
حسودش را به خواری مبتلا کنهمیشه حامل رنج و بلا کن
ثناخوان بر ولیعهد شهنشاهنخست او لایق تاج آمد و گاه
بیا در رهگذار او بگردانسزاوارست جان سازیش قربان
بود عباس شه با فر و فرهنگکه میل او کند بر هر چه آهنگ
اگر نابود گردد بود گرددعدم گر باشد او، موجود گردد
ز مهر اوست خارا مهر رخشانز قهرش سوزد اینجا تا بدخشان
بر جودش بود، یم قطره نمبر حلمش جبال از خردلی کم
ز تیغ آب دارش ملک معمورکمین از چاکرش خاقان فغفور
بکن عرضی که از دل غم زدایدنشاط آرد، مسرت‌ها فزاید
تو چیزی نظم کن ناگفته باشددُری آور که او ناسفته باشد
حقیقت گر دلی نشنیده باشدپسندد هر که اهل دیده باشد
جلایر هر چه بینی یا نگاریبگو حالش که ماند روزگاری
بود بهجت فزا و هم طرب خیزچو زلف دلبران باشد دلاویز
اگر هم شعر جنسش از دروغ استچراغ کذب دائم بی فروغ است
چو میل شاه باشد بر حکایتبه ذوق و شوق کن عرض روایت
خدا سازد که مقبول شه آیدبدین غمخانه تارت سرمه آید