گنج

بخش ۱۱

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۲۲ بیت
جلایر سر به جیب فکر بردهبسی اندیشه در این کار کرده
که یارب آن دو قوچ مست و مغرورکه با هم آزمایند این چنین زور
از این زور آزمائی سودشان چیستگناه جلد خون آلودشان چیست
چو حیوان را فزون از یک شکم نیستبه روزی هم مجال بیش و کم نیست
چرا رنجه کند پیشانی و شاختنش ریش آید و پهلوش سوراخ
کسی کو داند این راز نهان کیست؟که خود جنگ خروسان از پی چیست؟
به حمدالله که در این عهد و ایامنه قاضی داند این، نه شیخ‌الاسلام
شگفت آید از این قومی که گویند:که با هم اهل دنیا صلح‌جویند
معاذالله حدیث آشتی کو؟به عالم گوسفند داشتی کو؟
بود گر داشتی تا شیر نوشندشود کشتی چو آخر پاک دوشند
اگر صلحی کنند تدبیر باشدکه این هم خدعه و تزویر باشد
در اول باید از زر، زور جستنچو زور آید به از زر، دست شستن
فراغت نه به صلح و نه به جنگ استبه حاضر کردن توپ و تفنگ است
چو دشمن زور بیند در برابرتو را، هم دوست گردد، هم برادر
اگر بی زور و عاجز بیندت دوستبکوشد تا بر آرد از تنت پوست
حدیث دوستی حرفی معماستز میل و مهر اسمی بی مسماست
دو دل با هم نه پاک است و نه صاف استوجود صلح چون عنقا و قاف است
هر آن سرور که بر سر تاج داردجهان را جمله چون آماج دارد
مگر تدبیرش آید سدّ تقدیرشود مایوس و بر سنگش خورد تیر
سکندر چون به ظلمت رفت بشگفتکه هرجا روشنائی بود بگرفت
همان کاووس چون ملک زمین یافتطمع در آسمان آورد و بشتافت
طمع‌ها در گِل آدم سرشته استکسی کو را طمع نبود، فرشته است