گنج

بخش ۱۰ - زمستان

۲۲ بیت
این جهان آیا چرا ویران شده است؟جمله عالم کلبهٔ احزان شده است!
نوبهار اکنون کجا رفت از زمین؟از چه آفت گشت گیتی همچنین؟
بلبلان و گلشن و لحن و سردآسمان و نورش و رنگ کبود
جمله گشته ناپدید و بی‌نشانگویی دیگر گشنه است اکتون جهان
مرده است اکنون تو گویی باغ و راغنوحه‌گر برمیتش گشته است زاغ
چیست این دود سیه اندر هوا؟خود کجا رفته‌ست خورشید و سما؟
یوسف زرین رسن در چاه شدزان سبب جوّ و هوا پر آه شد
سوخته گویی سرای مهر و ماهز آتشش مانده است این دود سیاه
جمله عالم همچو مرده سرد گشتیک کفن بینم همی بر کوه و دشت
مور و مرغان را چه شد کاندر میانمی‌نبینم هرگز از ایشان نشان
نایدید و تار گشته کائناتباد صرصر می‌وزد از شش جهات
پر زدود آه و کین گشته سپهرخشمناک و پر غضب گشته ست دهر
گشته دنیا همچو موی پیرزناز سپهر کجرو پیمان شکن
آسمان گشته ست غایب از میانزان نمی‌بینم ز الطافش نشان
بر درختان می‌نبینم برگ و بارنه شکوفه، نه کبوتر، نه هزار
مرغ و موران مانده بی‌ساز و غذاعاجزان دلتنگ و بی‌تاب و نوا
آن که بر کانون همی بینم سیاهدود آتش نیست آن آه است، آه
نوبهارا ای شه جود و کرمای سروش پر ز انعام و همم
باز بر ما بگذر ای لطف کریمباز دوزخ را به دستت کن نعیم
روی دنیا را سراسر کن چمنتا شود هرسو پر از ورد و سمن
تا بود آن کلبهٔ زن مشکبویتا نریزد بر در کس آبروی
تا بخسبند عاجزان بر سبزه‌زارزیر طاق آسمان آزاد وار
۱۲۹۴ ه ق / ۱۸۷۷ – ۷۸ م