گنج

بخش ۱۱ - بر مزار خواهران و برادران

۲۱ بیت
ای گل‌ تر بلبلان را ترک کُنتا بگویم با تو من یک دو سخُن
یاد می‌دارم که گشتی ناپدیدپار و باز امسال چون این دم رسید
رونما گشتی زالطاف بهارتو مگر آنی که اینجا بود پار
از کجاست این رنگ تو وین بوی توروی دلخواه و تن دلجوی تو
همچو جانانم تو باری مرده‌‌ایلیک رختت باز اینجا برده‌‌ای
تو مگر از سوی جانان می‌رسیخود زکوی مهربانان می‌رسی
من زبوبت بوی ایشان می‌برمآه! سرّی هست اینجا لاجرم
ای شهشاه و شریف محترممن زانفاس نفیست می‌برم
بوی عدن و نکهت خلد برینای حسن! تحسین! ای گل! آفرین
در زمستان نزد تو بسیار بارنی زبهر نزهت و گشت و گذار
لیک بهر دیدن این خاک رابهر دیدن این تراب پاک را
بادلی می‌آمدم پر اشتیاقپر ز درد و آه و اندوه و فراق
من گمان بردم که بربودت عدمتو سفر کردی مگر سوی ارم
باز عودت کرده اکنون از بهشتسرنما گشتی به هامون و به کشت
آمده از آسمان همفتمینگشته‌‌ای پیدا برین روی زمین
آمده از جسم و جان و خاک یارپای بسته، سر نهاده بر مزار
یک تن است این جزء‌های کائناتمهر و ماه و مردم و مور و نبات
زان همی روید شکوفه از زمینکاندران افتند چندین مه جبین
ای گُلم آن جا که این بو چیده‌ایدوستان جان ما را دیده‌‌ای
بار دیگر گر ببینی، ای سروشای سروش مشکبوی و سبز پوش
با زبان تو بگو از من سلامهم مرا زیشان بیاور یک پیام