گنج

شمارهٔ ۴۳

قافیه: المن۳ بیت
وقت سحر سوی چمن انداختم گذرتا رفع گردد از گل و سبزه ملال من
چون پا بروی سبزه نهادم بطعنه گفتکای بی خبر نه مگر آگه ز حال من
گر پایمال تو شده ام کم مبین مرابنگر که هست صد چو تویی پایمال من