گنج

شمارهٔ ۶۸

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اممنست۷ بیت
زلال فیض بقا رشحه ز جام منستحیات باقی من نشاه مدام منست
بمن فرشته کجا می رسد ز رفعت قدرحریم درگه پیر مغان مقام منست
مراست حرمتی از فیض می که پیر مغانمدام خم شده از بهر احترام منست
چو من نبوده کسی را ز عشق بدنامیهمیشه خطبه این سلطنت بنام منست
ز دیده دور کن ای اشک خار مژگان راکه جلوه گاه سهی سرو خوش خرام منست
بمشک سر چو بنفشه فرو نمی آرمکنون که بوی ازان زلف در مشام منست
فتاده است فضولی بدستم آن خم زلفهزار شکر که دور فلک بکام منست