گنج

شمارهٔ ۵۶

قافیه: ارمهمهشب۷ بیت
نیست تا صبح بجز فکر تو کارم همه شبکارم اینست جز این کار ندارم همه شب
همه روزم شده شب اختر آن شبها اشکآه ازین درد چسان اشک نبارم همه شب
لطف کن یک شب و در کلبه من گیر قرارتا بدانی که چرا نیست قرارم همه شب
تا ندانند که من بهر تو می نالم و بسبفغان از همه کس ناله برارم همه شب
تا ز من پیش تو گویند حکایت همه روزهیچ کس را بفراغت نگذارم همه شب
بامیدی که اگر بشنود آن ماه شبیز فلک می گذرد ناله زارم همه شب
شب تنهایی من نیست فضولی بی توشمع بزمست خیال رخ یارم همه شب