گنج

شمارهٔ ۵۲

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انایطبیب۷ بیت
درد رسوایی نخواهد داشت درمان ای طبیبخویش را رسوا مکن ما را مرنجان ای طبیب
هست بهبود تو در ترک علاج درد منچون ندارد فکر بهبود من امکان ای طبیب
خون گشودن از رگ تن چیست گر داری مددشوق لعلش را برون آر از رک جان ای طبیب
هیچ شربت نیست بهر دفع سودایم مفیدغیر یاد وصل و ذکر لعل جانان ای طبیب
می کشی از غم مرا ظاهر بکن بهر خدادرد پنهان مرا پیش رقیبان ای طبیب
من نمی خواهم که این درد دل پنهان منبر تو هم ظاهر شود از تو چه پنهان ای طبیب
کشته است از غصه مانند تو صد بی درد راچاره درد فضولی نیست آسان ای طبیب