گنج

شمارهٔ ۴۰۴

قافیه: اهی۷ بیت
از شرم رخت منزل یوسف شده چاهیدر روی زمین نیست برخسار تو ماهی
من مایل آنم که کنی میل من امامشکل که کند میل گدایی چو تو شاهی
از چشم فتادم بتو هر گاه که گفتمدارم طمع گوشه چشمی ز تو گاهی
ای جان حزینم بنگاهی ز تو خرسندآزرده چرا می شوی از من بنگاهی
در دست تو گر ریخته شد خون دل ماما دل بتو دادیم ترا نیست گناهی
روی از سر کوی تو همان به که نتابیمغیر از سر کوی تو مرا نیست پناهی
خواهی که شود چشم و دلت پاک فضولیبی سیل سرشکی مشو آتش آهی