شمارهٔ ۳۹۵
ما چه کردیم چه گفتیم چه دیدی چه شنیدیکه ما ز قطع نظر کردی و پیوند بریدی
بتو گفتم مشنو در حق من قول رقیبانآه ازین غم که شنیدی سخن من نشنیدی
بی تو فریاد کنان جان بسپردم بعیادتنرسیدی بسر من نه بفریاد رسیدی
حال من گشت ز نادیدن زلف تو پریشاناین پریشانی دیگر که تو این حال ندیدی
رغبت شیوه ناخوب ز خوبان چه مناسبتو که خوبی نه خوش است این که ره جور بریدی
نکشیدند مگر بار تو ای مه که بدین ساندامن از صحبت احباب بصد ناز کشیدی
عاقبت یار جفاکار وفا کرد فضولییافتی آن چه دمادم ز خدا میطلبیدی