شمارهٔ ۳۸۵
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اهی۷ بیت
مرا ای سایه در دشت جنون عمریست همراهیز اطوارت نیم راضی نداری اشکی و آهی
همه شب همچو پروانه مرا ای شمع می سوزینمی ترسی که آهی برکشم از دل سحرگاهی
بجسم ناتوانم بیش ازین مپسند بار غمچو می دانی محال است این که کوهی را کشد کاهی
مگر خورشید سرعت بهر طوف درگهت داردکه از خنک فلک می افکند نعل بهر ماهی
ز جام بی خودی مست است هرکس را که می بینمدریغا نیست در غفلت سرای دهر آگاهی
مزن یک بارگی تیغ تغافل بر سیهبختاننگاهی میتوان کردن به چشم مرحمت گاهی
فضولی از کجا و آرزوی دولت وصلتگدایی را میسر کی شود وصل شهنشاهی