شمارهٔ ۳۵۸
ای بر فراز مسند عزت مکان توبرتر ز هر چه برتر از آن نیست شان تو
برهان قاطع آمده قول تو سر بسرعالم شده مسخر تیغ زبان تو
بر خاص و عام خوان کرامت کشیدهمپسند خلق هر دو جهان میهمان تو
هر صبح و شام هست بتقریر مقربانحی علی الصلاة صلایی بخوان تو
حرفی بس است بهر دوایی هزار دردگاه تکلم از لب گوهر فشان تو
انس و ملک بسجده سزد گر نهند سرجایی که پا نهاده سگ آستان تو
باد از روان و روح فضولی درودهاهر لحظه بر روان تو و پی روان تو