گنج

شمارهٔ ۳۳۲

قافیه: یشمکن۷ بیت
گوش بر قول رقیبان بداندیش مکنجور بر عاشق سودا زده خویش مکن
بیش ازین نیست مرا تاب جفاکاری توای جفاکار جفاکاری ازین بیش مکن
نیستم من به همان حال که بودم زین پیشتو همان جور که می کردی ازین پیش مکن
پادشاهی ز تو خوش نیست ستم بر درویشرحم پیش آر ستم بر من درویش مکن
حذر از آه دل ریش کن از بهر خداخویش را مایل آزار دل ریش مکن
زندگی بهر چه باید چو مرا می گویندمی مخور ذوق مبین کام مزن عیش مکن
در یکی جو ز یکی خواه فضولی مقصدنقد دین صرف ره هر بت بدکیش مکن