گنج

شمارهٔ ۳۲۳

پنهان غم دلم ز تو ای جان نمی کنممن عاشق توام ز تو پنهان نمی کنم
تا داغ عشق یار نبیند بسینه امپیش رقیب چاک گریبان نمی کنم
گر در مصیبتم نکند گریه دم بدمهرگز نظر بدیده گریان نمی کنم
اوراست لحظه لحظه بمن التفات لیکمن بی خودم ملاحظه آن نمی کنم
گویند جان نداده باو ترک عشق کناین کار مشکل است من آسان نمی کنم
دل را بترک عشق نصیحت نمی دهمکس را ز کار خیر پشیمان نمی کنم
دارم بذوق وصل فضولی امیدهااندیشه ز محنت هجران نمی کنم