گنج

شمارهٔ ۳۰۱

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انیمیبرم۷ بیت
می‌روم در سینه صد درد نهانی می‌برمکوهِ دردم از سر کویت گرانی می‌برم
از درت صد داغ بر دل می‌کنم عزم سفردستهٔ گل زین ریاضِ کامرانی می‌برم
می‌روم زین ملک اما بی‌متاعی نیستمبار صد غم، مایهٔ صد ناتوانی می‌برم
بهر یاران کرده‌ام ترتیب رنگین تحفه‌هاچهرهٔ کاهی و اشکِ ارغوانی می‌برم
تا به کی بر سر خورم سنگ ملامت کوه کوهزین سر کو می‌روم وین سخت‌جانی می‌برم
دولتی دارم که می‌میرم به درد عاشقیخوش متاعِ باقی زین ملک فانی می‌برم
نیستم از خاک پای او فضولی بی‌خبرخضرِ وقتم ره به آب زندگانی می‌برم