گنج

شمارهٔ ۲۳۲

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ارازکف۷ بیت
به خود نگذاشتم دامان آن چابک‌سوار از کفمرا بربود جولانش عنان اختیار از کف
چو غنچه تنگدل منشین ز نرگس نیستی کمتربه دور گل منه جام شراب خوشگوار از کف
نمی‌آید ز لیلی این که آید جانب مجنونمگر بی‌اختیارش ناقه برباید مهار از کف
به دستم دامن یارست ساقی باده کمتر دهمکن کاری که در مستی دهم دامان یار از کف
بریزد خاک تا رگ‌های دستم نگسلد از همنخواهم داد زنجیر سر زلف نگار از کف
میاور دست هستی ز آستین نیستی بیرونمبادا نقش عیشت را رباید روزگار از کف
نمی‌بینم فضولی را قرار و صبر بی‌زلفششدست او را برون سررشتهٔ صبر و قرار از کف