شمارهٔ ۱۸۶
میکنم اظهار غم ساقی شرابم میدهدبیتوقف هرچه میگویم جوابم میدهد
چون بیفشاند ثمر تحریک مییابد درختچون نریزم اشک دوران اضطرابم میدهد
من به خود سرگشته عالم نیم دوران چرخرشته کرده مرا از ضعف تابم میدهد
چون تو در هر تیر پیکانی ندارد چرخ دونمیزند صد تیر تا یک قطره آبم میدهد
گر ننوشم باده گلگون ملالم میکشدور بنوشم طعنه زاهد عذابم میدهد
گاه رندم گاه زاهد وه نمیدانم چراانقلاب چرخ چندین انقلابم میدهد
در ضیافتخانه دوران فضولی شاکرمدیده پرخون شرابم، دل کبابم میدهد