شمارهٔ ۱۸۴
خوش آنکه غم سیمبری داشته باشدوز غم همهدم چشم تری داشته باشد
صاحبنظر آنست که چون چشم گشایدبا ماهلقایی نظری داشته باشد
ثابتقدم آنست که غافل ننشینددر کوی محبت گذری داشته باشد
هر بیخبری را چه کنم بنده آنمکز حال دل من خبری داشته باشد
با هیچ هنر نیست پسندیده من کسگر عشق بورزد هنری داشته باشد
سهلست فراغت سگ آنم که همیشهغمگیندل و خونینجگری داشته باشد
جان نذر غم عشق تو کردست فضولیحاشا که خیال دگری داشته باشد