گنج

شمارهٔ ۱۷۲

قافیه: ارمیبایدکشید۸ بیت
طعنه اغیار بهر یار می باید کشیدیار باید طعنه اغیار می باید کشید
هیچ یاری بی جفای طعنه اغیار نیستبهر یک گل محنت صد خار می باید کشید
هیچ مقصودی میسر نیست بی آزار دلبهر هر مقصود صد آزار می باید کشید
تا بدست آرد مسافر از منافع اندکیدر سفرها محنت بسیار می باید کشید
دیدن آغیار با یارست نوعی از بلاعاشقان را این بلد ناچار می باید کشید
ترک کار عاشقی باید گرفتن بعد ازینچند سرگردانی این کار می باید کشید
گر میسر هم شود عشاق را دیدار یارانتظار وعده دیدار می باید کشید
محنت عالم فضولی کرد ما را تنگدلپا ازین ویرانه خونخوار می باید کشید