شمارهٔ ۱۳۶
یار ما را به ازین زار و حزین می خواهدبه ازین چیست که ما را به ازین می خواهد
هوس عاشقی آن بت بی باک کندخویش را هر که چون من بی دل و دین می خواهد
آهم از چرخ برین می گذرد وه کان تیرهدفی دورتر از چرخ برین می خواهد
زیر زین مه نو رخش فلک جلوه گرستشهسواری چو تو در خانه زین می خواهد
گردی از خاک سر کوی تو برخاست مگرآسمان سرمه چشمی ز زمین می خواهد
دل که رشک بت چین گفت ترا عین خطاستز غضب باز در ابروی تو چین می خواهد
نیست مطلوب فضولی ز فلک کام دگروصل آن ماه رخ زهره جبین می خواهد