شمارهٔ ۱۶
نوبهارست جهان رونق دیگر داردباغ را شمع رخ لاله منور دارد
ز گل و سبزه چمن راست صفایی هر دمچون ننازد نعم غیر مکرر دارد
شاخ را برده سر از ذوق شکوفه به فلکچون تفاخر نکند این همه زیور دارد
می زند خنده گل و باد برو طعنه زنانکه چرا خنده بعالم نزند زر دارد
شده مقبول طبیعت حرکات گلبنشاهدان خلعت سبزست که در بر دارد
می کند دعوی دارایی گلشن نرگسورنه آن افسر زر چیست که بر سر دارد
یافته سر بسر اموات ریاحین احیاصفحه صحن چمن صورت محشر دارد
سبب سبزه همین است که هنگام صفاچرخ را آینه باغ برابر دارد
باز از سبزه و شبنم ورق روی زمینصورت انجم و افلاک مصور دارد
شده ظاهر ز خس خشک و گل تازه و ترسر حق را نظری کن که چه مظهر دارد
وه چه فیض است که باز از اثر لطف هواباغ لطف نسق شرع مطهر دارد
خاص در عهد نسق بخشی آن والی شرعکه دلش پرتوی از نور پیمبر دارد
قاضی غاضی فرخنده رخ و دریا دلکه جهان را بهمه روی منور دارد
هرچه باید ز نکوکاری و خیراندیشیدارد و از همه صد مرتبه بهتر دارد
نعمة الله ولی طبع که در ملک قضابحر علمیست که هر مسئله از بر دارد
گهر علم یقین را علمای سابقهمه انداخته بر خاک که او بر دارد
ای قضا قدر که بر چرخ نهد پای شرفهر که از سده درگاه تو بستر دارد
علم از دولت درک تو پی جمعیتبی تکلف همه اسباب میسر دارد
آسمان شرف و اوج سعادت در تستای خوش آن کس که سر صدق بران در دارد
تا در اجزای شریفت قلمت گشته رواندهر را رایحه عدل معطر دارد
در چنین عهد که عدل تو شده شهره دهرچند ما را غم و اندوه مکدر دارد
روش چرخ تردد ننماید بادبمتصل عافیت از ما برود درد آرد
سرورا سوی فضولی نگر از عین کرمکه بسی حال سراسیمه و مضطر دارد
هست امید که در کارگه فیض وجودصفحه سطح فلک تا خط اختر دارد
چرخ بر سر خط حکم تو نهد بر همه حالبخت حکم ابدی بر تو مقرر دارد