شمارهٔ ۱۵
مردم این ملک را حق نعمتی از غیب دادشکر این نعمت بباید کرد تا گردد زیاد
شکر لله کز فروغ آفتاب اوج دینچون سواد دیده کسب روشنی کرد این سواد
پیش ارباب نظر زیبد اگر زین روشنینام باشد بقعه بغداد را عین البلاد
شرع را تجدید رونق داد رأفت پیشهباز بر رخسار ملک ایزد در رحمت گشاد
سر برون آورد صدری از گریبان قضاباز بر دست امل افتاد دامان مراد
مدرکی آمد که ادراکش بفیض انکشافراه استدلال را سدیست در حسن سواد
امهات سفلی و آبای علوی را جواددر مرور مدت تزویج فرزندی نزاد
پیش در کش علم بر قسم بدیهی منحصربر دلش نه فکر هر مضمون که باشد مستفاد
فتح تزویج ار دهد نهیش بحکم افتراقرغبت الفت نمی ماند صور را با سواد
در میان آب و آتش عقد بندد امر اواز میان این و آن خیزد حجاب خاک و باد
مرجع ارباب حاجت نغمه ابر تقیآنکه نامش می رساند نام لقمان را بیاد
مرحبا ای نسخه ات مجموعه فضل و هنرمرحبا ای خامه ات سرو ریاض عدل داد
صبح آخر محضرت بهر طلوع مهر جودپایه اول ز معراج کمالت اجتهاد
کشته تیغ زبان اوست هر دم کافریآفرین ای قاضی غاضی همین باشد جهاد
هست رای بر هدایت بر تو رسم اقتداهست نوعی از عبارت بر تو حسن اعتقاد
در صلاح کار عالم عزم رای روشنستآنچنان خواهم که قطعا کون را نبود فساد
شکر لله فیض تشریف نشاط افزای اودشمنان را کرد محزون دوستان را کرد شاد
قطع ره تا کرده طوف کعبه وصل تراچون بیفزاید به بخت خود فضولی اعتماد
تا بنای دهر را باشد اساس اعتباربر سر اهل حقیقت سایهات ممدود باد