گنج

شمارهٔ ۵

شاه جم جاه کلامی که بیان فرمایداز کمال شرفش نقش نگین باید کرد
« دل ما را ز چه رو زار و حزین باید کردعاشقی کفر نباشد نه چنین باید کرد
بادهٔ صاف به یاران کهن باید کردنظر لطف به عشاق غمین باید کرد
ما گدایان را از درگه خود دور مکنکه ترحم به گدایان به از این باید کرد
از بر خسته دلان چند به تندی گذریبعد از این مرکب آهسته به زین باید کرد
این چنین حسن و لطافت که تو داری تا حشرسجده بر آدم و حوا و به طین باید کرد
پرتو روی تو روشن کند این عالم راپس از این روی تو با ماه قرین باید کرد
پرده از صورت زیبای تو باید برداشتماه رویان همه را پرده‌نشین باید کرد
همچو طاووس چو سرمست خرامی در باغتوتیای مژه را خاک زمین باید کرد
روش کبک دری داری و چشم آهوصید این قسم شکاری به کمین باید کرد»