غزل شمارهٔ ۴۵
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اکما۷ بیت
چون خاک میشود به رهت جان پاک مابگذار نخوت از سر و بگذر به خاک ما
یا رب که دامن تو نگیرد به روز حشرخونی که ریختی ز دل چاک چاک ما
دردا که هیچ در دل سختت اثر نکرداشک روان و آه دل دردناک ما
تاکی که با خیال تو در خاک میکنیمخمخانه مست میشود از فیض تاک ما
دل شد شریک غصهٔ ما در طریق عشقغیرت اگر بهم نزند اشتراک ما
دیدیم روی قاتل خود را به زیر تیغسرمایهٔ سلامت ما شد هلاک ما
تا تکیه کردهایم فروغی به لطف دوستاز خصمی فلک نبود هیچ باک ما