غزل شمارهٔ ۴۶
خطت دمید از اثر دود آه ماشد آه ما نتیجه روز سیاه ما
ما را به جرم عشق تو کشتند منکرانسرمایهٔ ثواب شد آخر گناه ما
ما خونبهای خویش نخواهیم روز حشرگر باز بر جمال تو افتد نگاه ما
شاهد ضرور نیست شهیدان عشق راگو هیچ دم مزن ز شهادت گواه ما
قانع شدم به نیم نگه لیکن از غرورمشکل نظر کند به گدا پادشاه ما
چشمش نظر به حالت دلخستگان نکردیا رب کسی مباد به حال تباه ما
گفتم که چیست سلسله جنبان فتنه، گفتماری که خفته است به زیر کلاه ما
گفتم که آب دیده ما چاه میشودگفتا اگر به دیده کشی خاک راه ما
دانی که چیست نیر اعظم فروغیاکمتر فروغ طلعت تابنده ماه ما