گنج

غزل شمارهٔ ۳۱۳

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیه: اکردهام۱۱ بیت
تا به در میکده جا کرده‌امتوبه ز تزویر و ریا کرده‌ام
خرقهٔ تقوی به می افکنده‌امجامهٔ پرهیز قبا کرده‌ام
خواجگی از پیر مغان دیده‌امبندگی اهل صفا کرده‌ام
کام خود از مغبچگان جسته‌امدرد دل از باده دوا کرده‌ام
یک دو قدح می به کف آورده‌امرفع غم و دفع بلا کرده‌ام
چشم طمع از همه سو بسته‌امقطع امید از همه جا کرده‌ام
رخش سعادت به فلک رانده‌امروی تحکم به قضا کرده‌ام
از اثر خاک در می فروشخون بدل آب بقا کرده‌ام
از زره زلف گره‌گیر دوستعقده ز کار همه وا کرده‌ام
همت مردانه ز من جو که منخدمت مردان خدا کرده‌ام
دوش فروغی به خرابات عشقانجمن عیش بپا کرده‌ام