غزل شمارهٔ ۱۰۰
ترک کمان کشیده دو چشم سیاه تستتیری که بر نشانه نشیند نگاه تست
امروز هر تنی که به شمشیر کشتهایفردای رستخیز به جان عذر خواه تست
بر دیدهاش فرشته کشد از پی شرفخون کسی که ریخته بر خاک راه تست
پای غرور بر سر صید حرم نهدهر آهویی که قابل نخجیر گاه تست
بس دل اسیر زلف و زنخدان نمودهایبس یوسف عزیز که در بند چاه تست
شاهان به هیچ حیله مسخر نکردهاندملکی که در تصرف خیل و سپاه تست
روزی که صف کشند خلایق پی حسابجرمی که در حساب نیاید گناه تست
مستان ز بادههای دمادم ندیدهاندکیفیتی که در نگه گاهگاه تست
رخشنده آفتاب فروغی فرو رودهر جا که جلوهٔ رخ تابنده ماه تست