گنج

غزل شمارهٔ ۹۹

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ینتست۱۱ بیت
زین حلاوت‌ها که در کنج لب شیرین تستکی اجل بندد زبانی را که در تحسین تست
کامیاب آن تن که تنها با تو در بستر بخفتنیک‌بخت آن سر که شب‌ها بر سر بالین تست
هرکه در کون مکان می‌بینم ای سلطان حسنبی‌سروسامان عشق بی‌دل و بی‌دین تست
آن که چون طومار پیچیده‌ست دل‌ها را به همچین زلف عنبرافشان و خط مشکین تست
غالبا غالب نگردد با تو دست روزگارزین توانایی که در سرپنجهٔ سنگین تست
خون‌بهایی از تو نتوان خواست کز روز ازلعشق‌بازی کیش تو، عاشق‌کشی آیین تست
هر بلایی بر زمین نازل شود از آسمانجز بلای ما که از بالای با تمکین تست
روز مردم تیره شد از نالهٔ شبگیر ماوین هم از تحریک تار طرهٔ پرچین تست
گر چو مینا خون بگریم بر من از حیرت مخندکاین هم از کیفیت جام می رنگین تست
گر من از لب‌تشنگی در عشق میرم باک نیستزآن که آب زندگی در شمهٔ نوشین تست
خواجه هی چشم عنایت از فروغی برمدارزآن که مملوک قدیم و بندهٔ دیرین تست