شمارهٔ ۸۸
دلم فدای امام زمان شد و جان نیزببین که آتش شوق امام چون شد تیز
فدای دوستی اهلبیت پیغمبرهزار ساله عبادت به تقوی و پرهیز
غلام آن حضراتم که رهنما بودندنه آن که زد به ضلال و عمی ره خود نیز
اگر امیر! خلافت نه بر مراد گذشتتو در مقام رضا باش و از قضا بگریز
مرا اگرچه گنه بیحد است و طاعت کمولی ولای ولیّ خداست دستاویز
قسیم جنت و نار است مقتدای جهاننه آن که آتش دوزخ برای او شد تیز
محبت نبی و آل او به گور برمبه آن ز دل ببرم حول روز رستاخیز
نقاب و پرده ندارد امام ما ای فیضتو خود حجاب خودی از هوای خود برخیز