گنج

شمارهٔ ۸۷

بیا امام که آئین احمد آید بازبیا امام که روی نبی نماید باز
بیا امام که از دست رفت ملت و دینبیا امام که شرع محمد آید باز
بیا بیا که نمانده است شرع را رمقیمگر ز روی تو در وی روان در آید باز
بیا امام که درهای علم را بستندبه یمن مقدم خیرت مگر گشاید باز
بیا امام که دل‏های خلق زنگ گرفتمگر به صیقل لطف شما زداید باز
به پیش آینه دل هر آنچه می‏دارمبه جز خیال لقایت نمی‌‏نماید باز
بمرد فیض ز شوق تو ای امام زمانبیا که در تن این مرده جان در آید باز