شمارهٔ ۷
مژده آمدنت داد صبا دوران رارونق عهد شبابست دگر ایمان را
ای صبا گر به مقیمان درش بازرسیبرسان بندگی و خدمت مشتاقان را
گر به منزلگه آن نایب حق ره یابمخاک روب در آن خانه کنم مژگان را
رفعت پایه ما خدمت اهل البیت استنیست حاجت که بر افلاک کشیم ایوان را
بنده آل نبی باش که در کشتی آلهست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
ترسم آن خیره که بر شیعه او میخندددر سر کار تشیع کند آخر جان را
ماه کنعانی من! مسند مصر آن تو شدوقت آنست که بدرود کنی زندان را
یک نظر دیدن رویت ز خدا خواهد فیضدر سرش آن که به پای تو فشاند جان را