گنج

شمارهٔ ۶

به خدا اگر به فیضت اثری رسد ز فیضتگذرد ز آسمان‌ها بدرد حجاب‌ها را
صبا به لطف بگو ختم آل طاها راکه فرقت تو به زاری بسوخت دل‌ها را
قرار خاطر ما هم تو می‌‏توانی شدکه سر به کوه و بیابان تو داده‌‏ای ما را
برون خرام ز مغرب که تیره شد آفاقز رسم خویش بگردان طلوع بیضا را
بیا بیا که حضور تو مرده زنده کندز آسمان به زمین آورد مسیحا را
نماند صبر و سکون بعد از این به هیچ دلیبه وصل گل برسان بلبلان شیدا را
خوش آن زمان که به نور تو راه حق سپریمطریق و منزل و مقصد یکی شود ما را
نهد به پای تو سر فیض و جان کند تسلیمگذشت قطره ز مستی چو دید دریا را