گنج

شمارهٔ ۶۳

خستگان را چو طلب باشد و قوت نبوددوست را چاره به جز مرهم رحمت نبود
خیره آن دیده که گریان نبود در غم توتیره آن دل که در او شمع محبت نبود
دولت از مهدی هادی طلب و سایه اوهر که را عدل نباشد فر دولت نبود
پادشاهی نرسد جز نبی و عترت اوزانکه عصمت دگری را و طهارت نبود
چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیستنبود خیر در آن خانه که عصمت نبود
دانش اندوز و ادب ورز که در مجلس اوهر که را نیست ادب لایق صحبت نبود
فیض از نائب حق در ره حق همت خواهکه در این عصر جز او صاحب همت نبود