گنج

شمارهٔ ۱۴۸

سلامی چو بوی خوش آشنائیبدان مردم دیده روشنائی
درودی چو نور دل پارسایانبدان شمع خلوتگه پارسائی
بدان زبده دودمان نبوتبدان نخبه عترت مصطفائی‏
امام زمان مقتدای خلایقحفیظ زمین بحر علم سمائی‏
دلا باش دائم گدای در اواز ایشان طلب رازهای خدائی
ز درگاه آل نبی رو مگردانکه آنجاست مفتاح مشکل گشائی
بیاموزمت کیمیای سعادتز اعدای آل پیمبر جدائی
نمی‏بینم از همدمان هیچ یاریدلم خون شد از غصه مهدی کجائی
مکن فیض از غیبت خود شکایتچه دانی تو ای بنده کار خدائی‏