شمارهٔ ۱۴۲
سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندیخطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود استبدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی
قلم را آن زمان نبود که سرّ عشق گوید بازورای حدّ تقریر است شرح آرزومندی
اماما کن نظر بر ما نظر میکن به مشتاقانچرا یکبارگی ما را ز چشم خویش افکندی
اگرچه فیض نور تو به عالم میرسد از غیبچه از مهر جهانافروز نهان در ابر اسفندی
ولی بیابر میخواهیم خورشید جمالت راکه کمنور است چشم ما، بینش نیست خرسندی
میان گفتههای فیض و نظم حافظ شیرازنگنجد نسبت دیگر مگر امی و فرزندی